مصدر

پرهیزیدن

(پَ دَ) (مص ل.)
۱- دوری جُستن.
۲- حفظ کردن.
۳- پارسایی کردن.
۴- ترسیدن، بیم داشتن.

    پرهیختن

    (پَ تَ) (مص م.) = پرهختن. فرهیختن. فرهنجیدن:
    ۱- تربیت کردن.
    ۲- پرهیز کردن.
    ۳- رها کردن.
    ۴- برآوردن، برکشیدن.

      پرنهادن

      (پَ. نَ دَ)
      ۱- (مص ل.) ناتوان شدن، پرافکندن.
      ۲- (مص م.) کسی را از جایی بیرون راندن، آواره کردن.
      ۳- از سر خود دور کردن.

        پیمایش به بالا