مصدر

پرسه زدن

(~. زَ دَ)(مص ل.)
۱- گردش بیهوده اشخاص بی کار.
۲- رفتن مریدی به دستور پیر در بازارها و کوی‌ها به گدایی.

    پرسیدن

    (پُ دَ) [ په. ] (مص م.)
    ۱- خبر گرفتن، پ رسش کردن.
    ۲- احوالپرسی.
    ۳- عیادت.
    ۴- بازخواست.

      پرستیدن

      (پَ رَ دَ) [ په. ] (مص م.)
      ۱- بندگی کردن، ستایش نمودن.
      ۲- بسیار دوست داشتن.
      ۳- دوست داشتن، دوست گرفتن.

        پیمایش به بالا