مصدر

پاییدن

(دَ) (مص م.)
۱- نگاهبانی کردن.
۲- مراقبت کردن.
۳- دوام داشتن.
۴- منتظر بودن، چشم داشتن.
۵- توقف کردن.

    پالودن

    (دَ) [ په. ]
    ۱- (مص م.) صاف کردن، پاک کردن.
    ۲- تهی کردن.
    ۳- (مص ل.) پاکیزه شدن.
    ۴- (مص م.) تباه کردن، ضایع کردن.
    ۵- (مص ل.) تباه شدن، ضایع شدن.
    ۶- (مص م.) گداختن، ذوب کردن، به قالب ریختن سیم و زر و مانند آن.
    ۷- (مص ل.) تمام شدن، کاستن.
    ۸- (مص م.) تشکیک کردن، انتقاد کردن.
    ۹- نجات دادن، خلاص دادن.
    ۱۰ – (مص ل.) خلاص شدن، نجات یافتن.
    ۱۱ – بزرگ شدن.
    ۱۲ – (مص م.) بزرگ گردانیدن
    ۱۳ – تر کردن، نمناک کردن، آغشتن.

      پالیدن

      (دَ)
      ۱- (مص م.) صافی کردن، تصفیه کردن.
      ۲- جستجو کردن چیزی در خاک.
      ۳- فروریختن.
      ۴- به آخر رسیدن.

        پیمایش به بالا