(دَ) (مص ل.) فرصت مناسب پیش آمدن.
(بَ دَ) (مص م.) ۱- انتظار داشتن. ۲- چشم داشتن. ۳- طمع داشتن.
پی بودن (پِ. دَ) (مص ل.) مراقب بودن، کاری را دنبال کردن.
(اَ تَ) (مص ل.) جاکِشی کردن، واسطه عمل منافی عفت شدن.
(بِ. کَ دَ) (مص ل.) ۱- مردد بودن. ۲- درنگ کردن.
(بَ یا بِ) [ ع. ] (مص.) جدایی.
(بِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- فروختن. ۲- خریدن.
(~. شِ کَ تَ) [ ع – فا. ] (مص م.) پیمان شکستن، بر هم زدن قرارداد.
(~. وَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) بچه از تخم درآوردن.
(~. گِ رِ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) عهد و پیمان از کسی گرفتن.