(نِ تَ) (مص ل.) تشخیص دادن، از هم تمیز دادن.
(گَ تَ) (مص ل.) ۱- برگشتن. ۲- پشیمان شدن.
(خا دَ) (مص م.) طلب کردن، خواستن.
(مَ دَ) (مص ل.) دوباره آمدن، برگشتن.
(خُ دَ) (مص ل.) روبرو شدن، برخورد کردن.
(وَ دَ) (مص م.) برگرداندن، دوباره آوردن.
از چیزی (اُ دَ. اَ) (مص ل.) محروم شدن از چیزی، بی نصیب شدن از آن چیز.
(دَ) (مص ل.) حکایت کردن، بیان کردن.
(شُ دَ) (مص ل.) ۱- گشاده شدن. ۲- رفتن.
(دَ) (مص ل.) ۱- واماندن، پس افتادن. ۲- به جا ماندن.