(دَ) (مص ل.) حکایت کردن، بیان کردن.
(شُ دَ) (مص ل.) ۱- گشاده شدن. ۲- رفتن.
(دَ) (مص ل.) ۱- واماندن، پس افتادن. ۲- به جا ماندن.
(نِ دَ) (مص ل.) گفتن، شرح دادن.
(تَ)(مص ل.) طالب بودن، رابطه داشتن.
(شِ کَ تَ) (مص ل.) از رونق و رواج انداختن.
(نَ دَ) (مص م.) زادن، زاییدن.
(دَ) (مص ل.) فرود آمدن باران، برف، تگرگ و مانند آن.
(خا تَ) (مص م.) اجازه ورود طلبیدن، اذن دخول خواستن.
(کِ دَ) (مص ل.) ناز خریدن، ناز کشیدن.