(وَ دَ) (مص م.) ۱- تولید کردن، ایجاد کردن. ۲- تربیت کردن.
(بُ دَ) (مص م.) ۱- بر دوش کشیدن. ۲- بردباری کردن.
یافتن (تَ) (مص ل.) اجازه ورود به بارگاه شاه یافتن.
(اُ دَ) (مص ل.) درمانده شدن، ورشکست شدن.
(مَ دَ) (مص ل.) تربیت شدن (چه خوب چه بد).
(بَ. کَ. نَ دَ) (مص ل.) تحمیل کردن.
(بَ تَ) (مص ل.) آماده برای سفر شدن.
(گَ تَ) (مص ل.) هدر رفتن، برباد رفتن.
(دَ) (مص م.) ۱- از دست دادن، از دست رفتن. ۲- در معرض باد گذاشتن.
(دَ) (مص ل.) هیچ بودن، پوچ بودن.