مصدر

انصراف

(اِ ص ِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بازگشتن، مراجعت کردن.
۲- باز ماندن.
۳- از عقیده خود برگشتن.

    انضاج

    ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- پختن گوشت و جز آن را.
    ۲- رسانیدن میوه را.
    ۳- (مص ل.) در پزشکی صلاحیت پیدا کردن خلط فاسد جهت دفع.

      انسلاخ

      (اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- پوست انداختن.
      ۲- گذشتن (ماه)، سپری شدن.
      ۳- سخت شدن.

        انسلاک

        (اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- داخل شدن، د ر آمدن در چیزی.
        ۲- به رشته کشیده شدن.

          انسجام

          (اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- روان بودن، روان شدن آب یا اشک.
          ۲- روان بودن کلام و عاری بودن از تکلف و تصنع.

            پیمایش به بالا