مصدر

اختبار

(اِ ت ِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) خبر گرفتن، خبرجویی.
۲- (مص م.)آزمودن، امتحان کردن.

    احلال

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) حلال کردن.
    ۲- (مص ل.)فرود آمدن در جایی.
    ۳- از حرام بیرون آمدن.

      احماض

      ( اِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- از حالی به حال دیگر گشتن.
      ۲- شوخی و مزاح کردن.
      ۳- از جدیّت به سستی گراییدن.

        پیمایش به بالا