مصدر

احتفاظ

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نگاه داشتن، حفظ کردن.
۲- (مص ل.) خویشتن داری کردن.

    احتلام

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – خواب دیدن، جماع کردن در خواب.
    ۲- انزال منی در خواب.

      احاطه

      (اِ طِ) [ ع. احاطه ] (مص م.)
      ۱- گرداگرد چیزی را گرفتن.
      ۲- فهمیدن و فراگرفتن به طور کامل و تمام.

        احتباس

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص.) در حبس کردن، نگه داشتن چیزی.

          احاله

          (اِ لَ) [ ع. احاله ]
          ۱- (مص م.) حواله کردن، واگذاشتن کار یا امری به عهده دیگری.
          ۲- (مص ل.) از حالی به حال دیگر گشتن.

            پیمایش به بالا