مصدر

احاطه

(اِ طِ) [ ع. احاطه ] (مص م.)
۱- گرداگرد چیزی را گرفتن.
۲- فهمیدن و فراگرفتن به طور کامل و تمام.

    اجهار

    ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)۱ – آشکار کردن سخن، بلند کردن آواز، با صدای بلند چیز ی را خواندن.
    ۲- آشکار کردن.

      اجتثاث

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) از بیخ و بن برکندن، بریدن، از بن بریدن، بیخ بر کردن، استیصال.

        اجتماع

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- گرد هم آمدن، جمع شدن.
        ۲- مقارنه ماه و آفتاب، زمانی که ماه و آفتاب در یک برج و یک درجه و یک دقیقه جمع شوند.

          پیمایش به بالا