مصدر

ابداع

(ا ِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- نوآوردن، نو پیدا کردن، ایجاد، اختراع.
۲- شعر نو گفتن، به طرز نو شعر سرودن.
۳- کند شدن مرکب در رفتار، درماندن.

    ابدال

    ( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- عوض و بدل کردن.
    ۲- قرار دادن حرفی به جای حرفی دیگر برای دفع ثقل و سنگینی.
    ۳- یکی از اقسام نه گانه وقف مستعمل چون تبدیل تاء به هاء در رحمت و رحمه.

      ابانت

      (اِ نَ) [ ع. ابانه ] = ابانه:
      ۱- (مص م.) آشکار کردن، واضح ساختن.
      ۲- (مص ل.) پیدا شدن، ظهور.

        ابتلال

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- تر شدن.
        ۲- خوب شدن حال پس از بیماری و سختی.
        ۳- چاق شدن پس از نزاری.

          پیمایش به بالا