(کَ) [ په. ] ۱- (اِ.) سینه و صدر. ۲- بغل، پهلو. ۳- (ص.) خوب، خوش. ۴- خودستا، متکبر.
(کَ س) [ ع. ] (ص.) سست، تنبل و کاهل.
(کَ) [ ع. ] (ص.) سست، کاهل.
(کَ مَ) (ص.) کج، ناراست، پیچیده.
(کَ) [ ع. ] (ص.) جوانمرد، بخشنده. جِ. کرام.
(کَ مِ یا مَ) [ ع. کریمه ] (ص.) مؤنث کریم. ۱- زن صاحب کرم. ۲- زن نیک خوی. ۳- خوب، پسندیده.
(کَ هْ) [ ع. ] (ص.) ناپسند، زشت.
(کُ رَ) [ ع. ] (ص.) منسوب به کره، هر چیز گرد و کره مانند.
(کُ) (ص.) فربه، چاق.
(کِ رِ) (ص.) پلیدی، نجاست، چرک.