صفت

مأمور

(مَ) [ ع. ] (ص.) کسی که به او امر شده کاری انجام دهد.

    مایه دار

    (~.) (ص فا.)
    ۱- ثروتمند، توانگر.
    ۲- گروهی از سپاهیان که در پس لشکر جای دارند.
    ۳- غلیظ، مؤثر.

      مایل

      (یِ) [ ع. مائل ] (ص.)
      ۱- کج، خمیده.
      ۲- آرزومند، مشتاق.
      ۳- دارای شیب اندک.

        مایع

        (یِ) [ ع. مائع ] (ص. اِ.) هر جسم روان مثل آب.

          ماهر

          (هِ) [ ع. ] (ص.) استاد و چیره دست در کار.

            پیمایش به بالا