(نِ تِ) (ص مف.) مانند شده.
(دَ) (ص لیا.) ۱- کسی که زنده خواهد ماند. ۲- قابل دوام. ۳- مقیم، ماندگار.
(دِ) (ص فا.) ۱- کسی که در جایی اقامت (دایم یا طولانی) کند. ۲- پایدار، ماندنی.
(مَ ضا) [ ع. ] (ص.) گذشته، آنچه گذشت.
(~. رِ) [ ع. مالک الرقاب ] (ص مر.) مهتر، سرور.
(لِ) [ ع. ] (ص.) ۱- صاحب، دارنده. ۲- حاکم، پادشاه. ۳- نگهبان دوزخ.
(لَ یا لِ) (ص.) پر، لبریز، لبالب ؛ مق. خوله.
[ فر. ] ۱- (اِ.) (در زبان کودکان) مادر. ۲- (ص.) در تداول فارسی هر چیز خوب و قشنگ.
(رُ) (ص مر.) راه باریکی که در اثر رفت و آمد چهارپایان درست شده باشد.
(ص مر.) پر، لبریز.