قتیل
(قَ) [ ع. ] (ص.) کشته.
[ ع. ]
۱- (اِ.) میانه دریا.
۲- کتاب لغت.
۳- (ص.) رازدار، صاحب سرُ.
۴- ذات، طبیعت.
۵- ذهنیت، نظر.
[ تر. ]
۱- (اِ.) گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده خورند، قدید.
۲- میوه خشک که هسته آن را درآورده بخشکانند.
۳- (ص.) خشک.
۴- اسبی که در مسابقه عقب میماند.