قاف ودال
(فُ)
۱- (اِمر.) علامت اختصاری «قول» و «دلیل». هرزه گویی، هرزه کاری.
۲- (ص.) مزخرف، هرزه.
[ تر. ]
۱- (اِ.) گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده خورند، قدید.
۲- میوه خشک که هسته آن را درآورده بخشکانند.
۳- (ص.) خشک.
۴- اسبی که در مسابقه عقب میماند.
(عِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) نشسته.
۲- کسی که از رفتن به جنگ خودداری کرده.
۳- (ص.) زنی که دیگر حیض نشود.