(فَ دِ) (ص.) بیهوده، بی فایده.
(~. ~. شُ دِ) [ ع – فا. ] (ص.)نوعی دشنام، خلاصهای از چند فحش و ناسزا.
(فُ) [ ع. ] (ص.) خنده دار، نوشته یا گفتهای که بر اساس طنز و شوخی پرداخته شود.
(فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.
(فَ) [ ع. فکیر ] (ص.) متفکر، اندیشمند.
(فَ یا فِ) (ص.) نک افگار.
(فَ) [ ع. ] (ص.) ۱- گم شده، از دست رفته. ۲- کنایه از: مرده، درگذشته.
(فَ) [ ع. ] (ص.) تهیدست، تنگدست.
(فَ) [ ع. ] (ص.) عالم به احکام شرع.