فرزام
(فَ) (ص.) شایسته، سزاوار.
(فَ رْ) [ ع. ] (ص.)
۱- تنها، یگانه.
۲- بی نظیر، بی مانند.
۳- یک بیت شعر.
۴- هر عددی که پس از تقسیم بر دو باقی مانده اش یک باشد.
(فَ بِ) [ په. ] (ص.)۱ – پُرگوشت، چاق.
۲- عظیم، سنگین.۳ – نیرومند.۴ – سخت، شدید.
۵- آبادان، پر رونق.
۶- بسیار، فراوان.
۷- ضخیم، ستبر.