صفت

گورخوان

(خا) (ص فا.) = گورخواننده:
۱- آن که بر سر قبر قرآن خواند؛ قاری قرآن بر گور مرده.
۲- آن که بر سر قبر تلقین میت کند؛ ملقن.

    گودنشین

    (گُ. نِ) (ص.)دارای محل سکونت در یک گود. کنایه از: آدم‌های مفلس و بی خانه.

      گوارا

      (گُ) [ په. ] (ص فا.) لذیذ، خوش مزه، مناسب برای گوارش.

        گواشمه

        (~.)
        ۱- (اِ.) آسانی، سهولت.
        ۲- (ص.) آسان، سهل.

          گنگلاج

          (گُ گُ) (ص.) کسی که زبانش هنگام حرف زدن می‌گیرد.

            پیمایش به بالا