صفت

گنوستیک

(گِ نُ) [ فر ازیو. ] (ص.) = گنوسی: پیرو فرقه گنوسی.

    گنده

    (گُ دَ یا دِ) (اِ.)
    ۱- گلوله‌ای که از خمیر به جهت یک عدد نان درست کنند؛ چانه خمیر.
    ۲- (ص.) مدور، گرد.
    ۳- کوفته بزرگی که از گوشت سازند و در شله پلو و آتش اندازند.
    ۴- گرهی که از بدن برآید و درد نکند؛ ثؤلول، آژخ.
    ۵- تخته کفشگران.

      گندیده

      (گَ دِ) (ص.) دارای بود یا مزه بد (بر اثر تخمیر شدن)، دارای گندیدگی.

        گنگ

        (گَ) (ص.) خمیده، کج، کوژ (مادرزاد و غیره).

          پیمایش به بالا