صفت

گم

(گُ) (ص.) ناپدید، سرگشته، آواره.

    گم شده

    (گُ. شُ دِ) (ص.) واقع در جایی نامعلوم یا فراموش شده.

      گمراه

      (گُ) (ص مر.) سرگشته، آواره، کسی که راه درست زندگی را انتخاب نکرده.

        گلی

        (گِ) (ص.)
        ۱- آلوده یا آغشته به گِل، گل آلود.
        ۲- ساخته شده از گل.

          گله دار

          (گَ لَّ یا لُِ) (ص فا.) دارنده گله (گاو و گوسفند و غیره)، آن که گله را نگهبانی کند و پرورش دهد.

            گله مند

            (~. مَ) (ص.) دارای گله و شکایت، دارای آمادگی برای گله کردن.

              گلکار

              (گِ) (ص شغ.) آن که در کارهای ساختمانی کار گِل کاری و درست کردن گِل بااوست.

                پیمایش به بالا