صفت

غوشت

(شْ تْ) (ص.)
۱- برهنه مادرزاد.
۲- کسی که تنش مو ندارد.

    غنی

    (غَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- توانگر.
    ۲- بی نیاز.

      غنیه

      (غَ یَ یا یِ) [ ع. غنیه. ]
      ۱- (مص ل.) بی نیاز شدن، توانگر شدن.
      ۲- (اِمص.) بی نیازی، توانگری.
      ۳- (اِ.) چاره.
      ۴- (ص.) دارای جمال یا مال فراوان.

        غواص

        (غَ وّ) [ ع. ] (ص.) کسی که برای به دست آوردن مروارید، مرجان و مانند آن به زیر دریا می‌رود.

          غند

          (غُ نْ) (ص.) هر چیز پیچیده و گلوله شده.

            غنج

            (غُ نْ) (ص.) به هم آمده و گِرد شده.

              Scroll to Top