صفت

گالوانیزه

(زِ) [ انگ. ] (ص.) دارای روکشی از فلزِ روی (در مورد آهن یا فولاد).

    کیمیا

    [ یو. ]
    ۱- (اِ.) ماده‌ای که به عقیده قدما می‌توانست مس را تبدیل به طلا کند.
    ۲- مکر و حیله.
    ۳- (کن.) عشق، عاشقی.
    ۴- (ص.) هر چیز نادر و نایاب، دست نیافتنی.
    ۵- در تصوف نظر پیرو مرشد کامل.

      کیمیاگر

      (گَ) [ یو – فا. ] (ص فا.) کسی که به علم کیمیا اشتغال داشته باشد.

        پیمایش به بالا