صفت

کیفی

(کِ یا کَ) (ص.)
۱- دارای شکل کیف.
۲- قابل گذاشتن در کیف.

    کیل

    (ص.)
    ۱- خمیده، کج.
    ۲- آرزومند.

      کیس

      (کِ یْ) [ انگ. ] (ص.)
      ۱- وضعیت، سرگذشت و حالت، مورد، نمونه.
      ۲- جعبه – ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود، محفظه، کازه. (فره).

        کیال

        (ک یّ) [ ع. ] (ص.) پیمانه کننده، کیلی پیماینده.

          کیچ

          (ص.)
          ۱- پراکنده، پریشان.
          ۲- کم، اندک.

            کیس

            (کَ یُِ) [ ع. ] (ص.) زیرک، خردمند، هوشیار.

              پیمایش به بالا