(طَ) [ ع. ] (ص.) آن که از طرف محارب دیده بان است.
(طَ) [ ع. ] (ص.) ۱- گشاده روی، بشاش. ۲- رها، آزاد.
(طَ مّ) [ ع. ] (ص.) بسیار طمع کننده.
(طَ مِ) [ ع. ] (ص.) ۱- آزمند، حریص. ۲- امیدوار.
(طِ) [ ع. ] (ص.) ۱- مرد خواهان زنان. ۲- زن خواسته مرد، معشوق ؛ ج. اطلاب، طلبه.
(طَ مَ یا مِ) [ ع. طغامه ] (ص.) مرد رذل، سفله ؛ ج. طغام.
(طَ) [ مغ. ] (ص.) محافظ (شبانه)، نگهبان، مراقب، پاسدار.
(طَ) [ ع. ] (ص.) مرد بسیار طرب، آن که پیوسته شاد بود.
(طَ) [ ع. ] (ص.) راهرو، سالک.
(طَ) [ ع. ] (ص.) تر و تازه، شاداب.