صفت

کنده

(کَ دِ) (ص مف.)
۱- حفر شده.
۲- بیرون کشیده شده.
۳- خندق، گودال، حفره، چاه.
۴- امرد، مفعول.

    کندله

    (کُ دُ لَ یا لِ) (ص.) گره شده و جمع شده در یک جا.

      کند

      (~.) [ معر. ] = کنت:
      ۱- (پس.) محل و موضع و قریه و شهر و آن به صورت پسوند در اسامی امکنه ماوراءالنهر دیده می‌شود: اوزکند.
      ۲- (ص مف.) در ترکیبات به معنی «کنده» آید.

        کنج

        (کِ) (ص.) بزرگ جثه و قوی هیکل (فیل).

          کنجه

          (کُ جَ یا جِ) (ص.) = کنج:
          ۱- خری که زیر دهانش ورم کرده باشد.
          ۲- خر دم بریده.

            پیمایش به بالا