صفت

طباق

(طِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) سنجیدن و موافق کردن دو چیز با هم.
۲- (ص.) مطابق، برابر.

    طامح

    (مِ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- زن نافرمان.
    ۲- زن چشم چران.
    ۳- خوب و عالی از هر چیز.

      طاهر

      (هِ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- پاک، پاکیزه.
      ۲- از نام‌های خداوند.

        طافح

        (فِ) [ ع. ] (ص.) مست شرابخواره که از خود خبر ندارد.

          طاق

          [ معر. ] (ص.)
          ۱- فرد.
          ۲- یکتا، بی مانند.

            ضیق

            (ضَ یِ) [ ع. ] (ص.) تنگ. مق وسیع.

              ضمیمه

              (ضَ مَ یا مِ) [ ع. ضمیمه ] (ص.) چیزی که به چیز دیگر پیوسته باشد، پیوست. ج. ضمایم.

                Scroll to Top