صفت

کلیل

(کَ) [ ع. ] (ص.)
۱- کند، سست.
۲- مانده شده.

    کلیددار

    (~.) [ یو – فا. ] (ص فا.)
    ۱- کسی که کلید ساختمانی (سرای، بقعه متبرک) و مؤسسه‌ای در دست اوست، دربان.
    ۲- آن چه که دارای کلید باشد.

      کله پز

      (~. پَ) (ص فا.) کسی که کله و پاچه و شکنبه گوسفند را می‌پزد و می‌فروشد.

        کلندر

        (کَ لَ دَ) (ص. اِ.)
        ۱- مرد درشت اندام و قلندر.
        ۲- چوب ناتراشیده که در پشت در اندازند تا در گشوده نشود.

          کلک

          (کَ لَ یا لِ) = کلیک:
          ۱- (اِ.) بوم، کوف.
          ۲- (ص.) شوم، نامبارک.

            کلکینه

            (کُ نَ یا نِ) (ص نسب. اِمر.) مخمل دوخوابه را گویند و آن جنسی بود مشهور از قماش ابریشمی.

              پیمایش به بالا