کلیل
(کَ) [ ع. ] (ص.)
۱- کند، سست.
۲- مانده شده.
(~.) [ یو – فا. ] (ص فا.)
۱- کسی که کلید ساختمانی (سرای، بقعه متبرک) و مؤسسهای در دست اوست، دربان.
۲- آن چه که دارای کلید باشد.
(کَ لَ دَ) (ص. اِ.)
۱- مرد درشت اندام و قلندر.
۲- چوب ناتراشیده که در پشت در اندازند تا در گشوده نشود.