صفت

شکیر

(شَ) [ ع. ] (ص.)
۱- ستور شیرده که علف اندک خورد و شیر بسیار دهد؛ شکور.
۲- سپاسگزار، شاکر.

    شکره

    (ش کَ رَ یا رِ) [ په. ] (ص.) شکار – کننده.

      شکاری

      (~.) (ص نسب.)
      ۱- هر چیز منسوب و مربوط به شکار.
      ۲- قالبی که نقش آن منظره شکارگاه باشد.
      ۳- (ص.) شکار کننده.

        شکاک

        (شَ کّ) [ ع. ] (ص.) بسیار شک کننده.

          شفیع

          (شَ) [ ع. ] (ص.) شفاعت کننده، پایمرد.

            شقیق

            (شَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- آن چه که از میان دو نیمه شده، هر یک از آن دو شقیق دیگری است.
            ۲- برادر ابی و امی.
            ۳- نظیر، مثل.

              شفت

              (شَ) (ص.)
              ۱- ستبر، ناهموار.
              ۲- در اصطلاح گیاه شناسی میوه گوشتدار مانند: هلو، شفتالو، زردآلو.

                شفک

                (شُ فَ) (ص.)
                ۱- ابله، نادان.
                ۲- بی – هنر، جلف.
                ۳- فرسوده.

                  Scroll to Top