(وَ یّ) [ ع. ] (ص.)کسی که وصیت کننده او را مأمور اجرای وصیت خود کند.
(وَ) (ص.) خوب، خوش، زیبا.
(وَ یا وِ) (ص.) مرد جلد و چابک و مجرب در کارها. بشکول و بژکول نیز گویند.
(وَ) (ص.) نک. وسناد.
(~.) (ص.) آلوده.
(وَ) (ص.) بسیار، فراوان.
(وَ) [ ع. ] (ص.) فراخ، گشاد.
(وَ) [ ع. ] (ص.) زیبا، خوبروی.
(~.) (ص.) ۱- خوش، زیبا. ۲- سره، بی – غش.
(وَ) (ص.) بسیار.