صفت

قلندر

(قَ لَ دَ) [ معر. ] (ص.)
۱- شخص مجرد و بی قید.
۲- درویش.

    قلیل

    (قَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- کم، اندک.
    ۲- نادر، کمیاب.

      قلم زده

      (~. زَ دِ) [ معر – فا. ] (ص مف.)
      ۱- نوشته، مکتوب.
      ۲- منقش.
      ۳- فلزی که روی آن قلمزنی شده باشد.

        قلقل

        (قُ قُ یا قِ قِ) [ ع. ] (ص.) مرد چست سبکروح و ظریف.

          پیمایش به بالا