صفت

سحابی

(سَ) (ص.)
۱- منسوب به سحاب ؛ ابری.
۲- ابر مانندی متشکل از گازهای بسیار رقیق و کم دما که در اثر نور ستارگان مجاور خود قابل رؤیت می‌شوند.

    سجاد

    (سَ جّ) [ ع. ] (ص.) بسیار سجده کننده.

      ستیر

      (سَ) [ ع. ] (ص.) کسی که عیب و خطای دیگری را می‌پوشاند.

        ستبر

        (س تَ) [ په. ] (ص.)
        ۱- بزرگ، گنده.
        ۲- سفت، محکم.
        ۳- فربه، چاق.
        ۴- ضخیم، کلفت.

          سترگ

          (سُ یا سَ یا س تُ) [ په. ] (ص.)
          ۱- بزرگ، عظیم.
          ۲- بزرگ جُثه.
          ۳- ستیزه جو.
          ۴- خشمگین، لجوج.
          ۵- مغرور، خود بزرگ بین.

            سترون

            (سَ تَ وَ) (ص.) نازا، عقیم، زنی که بچه نیاورد.

              ستنبه

              (س تَ بِ) (ص.)
              ۱- تنومند، قوی هیکل.
              ۲- بد هیبت، ترسناک.

                سته

                (س تُ) (ص.) ستوه، خسته، درمانده.

                  Scroll to Top