صفت

سپید

(س یا سَ) (ص.) = اسپید. اسفید: سفید.

    ستار

    (سَ تّ) [ ع. ] (ص.) بسیار پوشاننده. ؛~ العیوب الف – پوشاننده عیب‌ها. ب – صفتی از صفت‌های خدا.

      سپهسالار

      (س پَ)(ص.)فرمانده سپاه، درجه‌ای با لاتر از سرلشگر.

        سبز

        (سَ) [ په. ] (ص.)
        ۱- رنگی که از ترکیب آبی و زرد به دست می‌آید.
        ۲- تر و تازه، شاداب.

          سباح

          (سَ بّ) [ ع. ] (ص.) شناور، بسیار شناکننده.

            سباک

            (سَ بّ) [ ع. ] (ص.) ریخته گر، زرگر.

              سبای

              (سُ) [ تر. ] (ص.) سواری که مایحتاج خود را به فتراک بسته و مسلح و مکمل یراق می‌راند ؛ ~ سوار زبده سوار.

                Scroll to Top