صفت

قطان

(قَ طّ) [ ع. ] (ص. اِ.) کسی که پنبه فروشد، پنبه فروش.

    قطان

    (قُ طّ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ قاطن ؛ ساکنان، متوطنان.

      قصی

      (قَ یّ) [ ع. ] (ص.) دور، دور شونده. ج. اقصاء.

        قصاب

        (قَ صّ) [ ع. ] (ص. اِ.) نای زن، کسی که در نای می‌دمد.

          قسی

          (قَ یّ) [ ع. ] (ص.) سخت و شدید، سخت دل.

            قسیس

            (قِ سُِ) [ معر. ] (ص.) کشیش، مهتر ترسایان.

              پیمایش به بالا