صفت

قزاق

(~.) [ ع. ] (ص. اِ.)
۱- ابریشم فروش، علاقه بند.
۲- آن که کرم ابریشم را تربیت می‌کند.

    قسام

    (ق سّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- قسمت کننده، بخش کننده.
    ۲- سوگند بسیار خورنده.

      قسر

      (ق س) (ص.) کسی که در قمار نه باخته و نه برده باشد.

        قریب

        (قَ) [ ع. ] (ص. اِ.)
        ۱- نزدیک.
        ۲- خویشاوند.

          قریر

          (قَ رِ) [ ع. ] (ص.)۱ – روشن.
          ۲- خنک، سرد.

            پیمایش به بالا