قانون گذار
(گُ) [ معر – فا. ] (ص فا.) آن که قانون وضع کند، مقنن.
(عِ دَ یا دِ) [ ع. قاعده ]
۱- (اِفا.) مؤنث قاعد.
۲- پایه، اساس. ج. قواعد.
۳- (ص.) زنی که دیگر حیض نشود و بچه نزاید.
[ تر. ]
۱- (اِ.) گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده خورند، قدید.
۲- میوه خشک که هسته آن را درآورده بخشکانند.
۳- (ص.) خشک.
۴- اسبی که در مسابقه عقب میماند.
(عِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) نشسته.
۲- کسی که از رفتن به جنگ خودداری کرده.
۳- (ص.) زنی که دیگر حیض نشود.