قبراق
(قِ) [ تر. ] (ص.) چابک، چست.
(~. تِ) [ ع – فا. ] (ص مر.) کنایه از: کسی که غم و اندوه خود را پنهان دارد و به خوشی و مسرت تظاهر نماید.
(یِ مُ زّ یَ) [ ع. قائم الزاویه ] (ص مر. اِمر.) شکلی که دارای زاویه قایم باشد، راست زاویه.
[ ع. ]
۱- (اِ.) میانه دریا.
۲- کتاب لغت.
۳- (ص.) رازدار، صاحب سرُ.
۴- ذات، طبیعت.
۵- ذهنیت، نظر.