صفت

رفتگر

(رُ گَ) (ص.) مأمور شهرداری که به تمیز کردن کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌پردازد.

    رعناء

    (رَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- خودپسند، متکبر.
    ۲- در فارسی به معنای خوش قد و قامت.

      رفاء

      (رَ فّ) [ ع. ] (ص.) رفوگر، رفوکننده.

        رضع

        (رَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- شیرخواره.
        ۲- بخیل، ناکس.

          رضیع

          (رَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- شیرخواره.
          ۲- برادر هم شیر.

            رصاد

            (رَ صّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- رصد کننده.
            ۲- رصد خانه.
            ۳- پاسبان، شبگرد.

              Scroll to Top