صفت

رشک

(~.)(ص.) مردی که ریش انبوه دارد.

    رشنیق

    (رَ) (ص.) عامی، غیر سید (مخصوصاً طالب علم غیر سید).

      رشید

      (رَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- رشد یافته، رستگار.
      ۲- دلیر.
      ۳- نیک اندام، راست قامت.

        رسیل

        (رَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- فرستاده شده.
        ۲- هم آواز.
        ۳- دمساز، موافق.

          رستم

          (رُ تَ) [ په. ]
          ۱- (اِ.) جهان پهلوان ایران از مردم زابلستان که دارای قدرتی فوق بشری بود.
          ۲- (ص.) شجاع، دلیر، پهلوان. ؛~ و یک دست اسلحه کنایه از: تنها وسیله یا امکان موجود.

            رس

            (~.) (ص.) حریص، حریص به خوردن.

              Scroll to Top