صفت

فضانورد

(فَ. نَ وَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که با سفینه فضایی به فضا سفر می‌کند، فضاپیما، کیهان نورد.

    فضایل خوان

    (~. خا) [ ع – فا. ] (ص.) کسی که مدح خلفای راشدین را می‌خواند.

      فضل فروش

      (فَ ضْ لْ. فُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که سعی می‌کند دانش خود را به رخ دیگران بکشد.

        فشل

        (فَ ش) [ ع. ] (ص.) کاهل، ترسو.

          فصیح

          (فَ) [ ع. ] (ص.) زبان آور، خوش سخن.

            فسیح

            (فَ) [ ع. ] (ص.) فراخ، جای فراخ و وسیع.

              فسرده

              (فَ یا فُ یا فِ سُ دِ) (ص مف.) = افسرده
              ۱- پژمرده.
              ۲- یخ زده، منجمد.

                پیمایش به بالا