صفت

دیار

(~.) [ ع. ] (ص.) دیرنشین، ساکن دیر و صومعه.

    دولتخواه

    (~. خا) [ ع – فا. ] (ص.)
    ۱- طرفدار حکومت.
    ۲- خیراندیش، خیرخواه.

      دوی

      (دَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- مریض، ناخوش.
      ۲- آن که ملازم مکانش باشد.
      ۳- آن چه باطنش فاسد باشد. مکان ~:
      ۱- ناموافق برای صحت بدن.
      ۲- مکار، حیله گر.

        دوشا

        ۱ – (ص فا.) دوشنده.
        ۲- (ص.) قابلِ دوشیدن.
        ۳- هر حیوانی که شیر دهد.

          دوست

          (ص.)
          ۱- یار، همدم.
          ۲- عاشق.
          ۳- معشوق.

            دور

            [ په. ] (ص.) آن چه از ما فاصله‌ای زمانی یا مکانی دارد.

              دوآتشه

              (~. تَ ش) (ص.)
              ۱- دو بار پخته شده یا در معرض آتش قرار گرفته.
              ۲- کاملاً برشته.
              ۳- دو بار تقطیر شده: عرق دو آتشه.
              ۴- تند و افراطی.

                Scroll to Top