صفت

دخیل

(دَ) [ ع. ] (ص.)
۱- بیگانه‌ای که وارد قومی شود وبه آنان مُنتسب شود.۲ – کلمه‌ای که از یک زبان وارد زبان دیگری شود.
۳- پناهنده.

    دجال

    (دَ جّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بسیار دروغگو.
    ۲- فریب دهنده.
    ۳- شخصی که می‌گویند پیش از حضور مهدی موعود پیدا می‌شود و بسیاری از مردم فریبش را می‌خورند.

      دخال

      (دَ خّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- کسی که در کارها دخل وتصرف کند.
      ۲- سود ورز.
      ۳- گوش بر.

        دبنگوز

        (دَ بَ) (ص.)
        ۱- دبنگ.
        ۲- الدنگ، پفیوز، تنبل.

          دباغ

          (دَ بّ) [ ع. ] (ص.) پوست پیرا، چرمگر.

            دبز

            (دَ) (ص.) کلفت، درشت، هنگفت (پارچه).

              دبش

              (دِ) (ص.)
              ۱- عالی، بسیار خوب.
              ۲- گس، دارای مزه تُرش.

                دایم

                (یِ) [ ع. دائم ]
                ۱- (ق.) همیشه، همواره.
                ۲- (ص.) جاوید، پایدار.

                  Scroll to Top