صفت

درنگی

(~.) (ص.)
۱- کندرو، سست.
۲- پابر جا، استوار.
۳- به درازا کشیده.

    درست

    (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
    ۱- کامل، بی عیب، سالم.
    ۲- امین، استوار.
    ۳- زرِ تمام عیار، سکّه سالم.

      درشت

      (دُ رُ) [ په. ] (ص.)
      ۱- زبر، خشن.
      ۲- ناهموار.
      ۳- دشوار، سخت.
      ۴- نگران، آشفته.

        دراز

        (دِ) [ په. ] (ص.) طولانی، طویل، کشیده.

          دراک

          (دَ رّ) [ ع. ] (ص.) کسی که امور را دریابد، نیک دریابنده.

            دخیل

            (دَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- بیگانه‌ای که وارد قومی شود وبه آنان مُنتسب شود.۲ – کلمه‌ای که از یک زبان وارد زبان دیگری شود.
            ۳- پناهنده.

              Scroll to Top