صفت فتال (فَ تّ) [ ع. ] (ص.) ۱- بسیار تاب – دهنده. ۲- کسی که نخ و ریسمان و مانند آنها را تاب داده و فتیله کند.
ص مف فتالیده (فَ یا فِ دِ) (ص مف.) ۱- برکنده شده. ۲- ریخته شده، افشانده. ۳- دریده، شکافته. ۴- جدا شده. ۵- از هم پاشیده، پراکنده شده.