صفت

فاتر

(تِ) [ ع. ] (ص.)
۱- سست، ضعیف.
۲- آب نیم گرم.

    فاتک

    (تِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) یورش برنده، به ناگاه گیرنده.
    ۲- (ص.) دلیر، شجاع، خون ریز.

      غیهب

      (غَ یا غِ هَ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) سختی تاریکی شب.
      ۲- (ص.) سخت سیاه. ج. غیاهب.

        غیور

        (غَ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- با حمیت، ناموس – پرست.
        ۲- غیرتمند، پُر غیرت، مجازاً دلیر و شجاع.

          غیب

          (غِ یْ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) غایب شدن.
          ۲- (ص.) ناپیدا، پنهان.

            غیر

            (غَ یا غ یْ) [ ع. ]
            ۱- (ق.) جز، سوا، مگر.
            ۲- دیگر.
            ۳- (ص.) بیگانه.
            ۴- در تصوف عالم کون که اسم غیریت و سوائیت بر او اطلاق کنند.
            ۵- جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب که معنای مخالف به کلمه می‌دهد و معادل پیشوند «نا» است: غیرجایز (ناروا)، غیرعادلانه (ظالمانه).

              پیمایش به بالا