صفت

خربط

(خَ بَ)
۱- (اِ.) مرغابی بزرگ.
۲- (ص.) ابله، نادان.

    خراص

    (خَ رّ) [ ع. ] (ص.) دروغ باف، دروغ – زن.

      خراط

      (خَ رّ) [ ع. ] (ص.) چوب تراش، کسی که با دستگاه چوب تراشی اشیاء چوبی درست می‌کند.

        خجسته

        (خُ جَ تِ) (ص.)
        ۱- مبارک، میمون.
        ۲- نیک، خوب.

          خجل

          (خَ جِ) [ ع. ] (ص.) شرمنده، شرمسار.

            Scroll to Top