(ص.) فریفته، عاشق.
(کَ دِ) (ص مف.) پنبه یا پشم زده و مهیا برای رشتن.
(~. کِ) [ ع. ] (ص فا.) خادم.
(~.) [ ع – فا. ] (ص.) شخصی که بی خبر با وضع یا کیفیتی مواجه شود.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) مطیع.
(ص.) چاک چاک.
(ص فا.) کنایه از: بسیار لئیم.
(ص.) معرکه گیر، رسن باز.
(عَ) [ ع. ] (ص.) شور چشم، بدچشم.
(بِ) [ ع. ] (ص.) ۱- گذشته، مقابل حال و آینده. ۲- باقی، باقی مانده.