صفت

غارتگر

(~. گَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
۱- کسی که مال مردم را به تاراج برد.
۲- راهزن، دزد.

    عیب جو

    (ی) (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
    ۱- کسی که تفحص بدی‌ها و معایب دیگران کند، تا آن‌ها را آشکار سازد.
    ۲- بدگوی مردمان.

      عور

      [ ع. ] (ص.) جِ اعور.
      ۱- یک چشم.
      ۲- در فارسی به معنی لخت، برهنه.

        عون

        (عُ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) یاری کردن، کمک کردن.
        ۲- (اِمص.) یاری، مساعدت.
        ۳- (ص.) یاور، پشتیبان ؛ ج. اعوان.

          عیار

          (عَ یّ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- ولگرد.
          ۲- تندرو، چالاک.
          ۳- دزد، طرار.
          ۴- جوانمرد.

            عورتینه

            (عَ یا عُ رَ نَ یا نِ) [ ع – فا. ] (ص نسب. اِمر.) جنس زن و دختر؛ مق. مردینه، پسرینه.

              پیمایش به بالا