صفت

ترب

(تِ) [ ع. ] (ص.) همزاد، همال، همسال.

    تر

    (تَ) [ په. ]
    ۱- (ص.) تازه، جدید.
    ۲- آبدار، خیس.

      تر

      (~.) (ص.)
      ۱- نیکو، زیبا.
      ۲- آلوده، ناپاک مانند: تر دامن.

        تخجم

        (تَ خَ جُّ) [ ع. ] (ص.)نامبارک، نافرخنده.

          تحت الفظی

          (تَ تُ لْ لَ) [ ع – فا. ] (ص.) ویژگی ترجمه یا معنایی که کلمه به کلمه و بدون توجه به معنای کلی اثری ترجمه یا تفسیر شده‌است.

            تجار

            (تُ جّ) [ ع. ] (ص.) جِ تاجر؛ بازرگانان.

              تبع

              (تَ بَ) [ ع. ] (ص.) جِ تابع ؛ پیروان، چاکران.

                Scroll to Top